تبليغاتX
ازاد






















ازاد

بررسی و توصیف برخی از دختران ایرانی از روی اسم
 

لاله:این دسته از دخترا بیشتر به علف هرز شبیهند تا گل.

سپیده:شخصیتشان با اسمشان کاملا متفاوت است

و دارای موی بلند روی سیاه و

ناخون دراز واهو واهو واه هستند.

 

عسل:انسانهایی با خلق و خویی تلخ هستند

 و اسمشونو میذاشتن زیره بهتر بود.

 

شراره:بسیار شرور و دو به هم زن هستند.

این اسم در قدیم شروره بوده که بعدها به دلیل

 حفظ آبروی دخترا به شراره تبدیل شده.

 

روشنک:مانند کرم شبتابند با این تفاوت که

از خودشون نوری ندارند و بدون سود زندگی

 میکنند(یعنی سودی واسه کسی ندارند)

 

صدیقه:انسانهایی دروغگو هستند

و از غیبت و نخودچی خرون پرهیز نمیکنند

نوشته شده در دوشنبه سوم مرداد 1390ساعت 7:42 توسط mehdi| |

نمی دانم چگونه بگویم بهتره خودتان بخوانید

 

تا كي در جهل؟

ختنه شدن دختران در بعضی از مناطق جنوبی ایران :

کمی دورتر از بند آزاد کیش و نه چندان دورتر

 از اسکله‌های بندرعباس سابق«هرمزگان»،

آنجا که به خشکی و خشونت طبیعت بلوچستان

 نزدیک می‌شوید، در روستاها و شهرهای کوچک

همین مناطق، زنان به حکم سنت و آئین،

از لذت جنسی محروم  اند. نه فقط

در شهرهای کوچک، که گاه در شهرهای بندری

و بزرگتر. آنها را در کودکی ختنه می‌کنند. به خانه

 شوهر می‌روند، مادر هم می‌شوند،‌

بی‌آنکه احساس یک زن و مادر ختنه

 نشده را داشته باشند.

نوشته شده در شنبه چهارم دی 1389ساعت 10:33 توسط mehdi| |

دختری دلش شکست

رفت و هرچه پنجره

رو به نور بود

بست

رفت و هرچه داشت

یعنی آن دل شکسته را

توی کیسه ی زباله ریخت

پشت در گذاشت

صبح روز بعد

رفتگر

لای خاکروبه ها

یک دل شکسته دید

ناگهان

توی سینه اش پرنده ای تپید

چیزی از کنار چشم های خسته اش

قطره قطره بی صدا چکید

رفتگر برای کفتر دلش

آب و دانه برد

رفت و تکه های آن دل شکسته را به

خانه برد

سال هاست

توی این محله با طلوع آفتاب

پشت هر دری

یک گل شقایق است

چون که مرد رفتگر

سال هاست

عاشق است

نوشته شده در یکشنبه هجدهم مهر 1389ساعت 10:42 توسط mehdi| |

      ۴۰ـ مورد از مواردی که جنس مونث از انجام آن ناتوانه
 
 
۱- چيزي در مورد ماشين فهميدن ، البته به جز رنگش

2- درك مضمون اصلي يك فيلم هنري

3- 24 ساعت رو بدون فرستادن sms زندگي كردن

4- بلند كردن چيزي

5- پرتاب كردن

6- پارك كردن

7- خواندن نقشه

8- دزدي كردن از بانك

9- آرام و ساكت جايي نشستن

10- بيليارد بازي كردن

11- پول شام رو حساب كردن

12- مشاجره كردن بدون داد كشيدن

13- مواخذه شدن بدون  گريه كردن

14- رد شدن از جلوي مغازه كفش فروشي

15- نظر ندادن در مورد لباس يك غريبه

16- كمتر از بيست دقيقه داخل يك دستشويي بودن

17- دنده ماشين را با انگشت عوض كردن

18- راه انداختن درست يك ويدئو

19- تماشاي يك فيلم جنگي

20- انتخاب سريع يك فيلم

21- ايستاده جيش كردن

22- نديدن فيلم هندي

23- غيبت نكردن

24- فحش ناموسي دادن

25- نرقصيدن موقع شنيدن يك آهنگ شاد

26- آرايش نكردن

27- لاك نزدن

28- صحبت نكردن وقتي كه بايد ساكت باشن

29- سيگار برگ و يا چپق كشيدن

30- درك كردن شوهر وقتي اعصابش خورده

31- گريه كردن بدون آبريزش بيني

‌32- غذا پختن بدون تماشاي تلويزيون

33- تماشاي اخبار و خوندن روزنامه

34- نق نزدن

35- لگد زدن

36- از سن بيست و پنج سالگي رد شدن

37- اخ تف كردن

39- خواستگاري رفتن

40- از همه مهمتر موارد بالا رو قبول كردن …
 
     دوستدار همتون : مهدی مهدیزاده
نوشته شده در شنبه سوم مهر 1389ساعت 11:25 توسط mehdi| |

به تو اندیشیدن را عادت ساختم به تنهایی خویش

آسوده دلان را غم شوریده سران نیست

این طایفه را غصه رنج گران نیست

ای هموطنان باری اگر هست ببندید

این ملک اقامتگه ما رهگذران نیست

 

*********************************************************************

 

خاطرمان باشد شاید سالها بعد

 در رهگذر جاده ها بی تفاوت

از کنار هم بگذریم و بگوییم

 این غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود

 

*********************************************************************

 

زندگی یک بازی درد آور است

زندگی یک اول بی آخر است

زندگی کردیم و اما باختیم

کاخ خود را روی دریا ساختیم

لمس باید کرد این اندوه را

بر کمر باید کشید این کوه را

زندگی را با همین غمها خوش است

با همین بیش و همین کمها خوش است

 باختیم و هیچ شاکی نیستیم

برزمین خوردیم و خاکی نیستیم

 

*********************************************************************

 

دنیا را بد ساخته اند :

 کسی را که دوست می داری دوستت نمی دارد .

کسی که تو را دوست دارد تو دوستش نمی داری .

اما کسی که تو دوستش داری و او هم دوستت داره به رسم و آئین این

 زمونه هرگز به هم نمی رسید .

واین بزرگترین رنج است

زندگی یعنی این ...

 

نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم شهریور 1389ساعت 11:25 توسط mehdi| |



مسابقه بين زير دريايي ها- سال 2008 


 


 


 

 

 


 


 

 


دنبال چي ميگردي ؟

گفتم كه، مسابقه بين زير دريايي ها هست.



نوشته شده در سه شنبه سی ام شهریور 1389ساعت 10:42 توسط mehdi| |

برای خوندن پست جدیدم به ادامه مطلب برید و رمز فراموش نشه ممنون...


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه سی ام شهریور 1389ساعت 10:12 توسط mehdi| |

 
 
 
خسته شدم می خواهم در اغوش گرمت ارام گیرم ......

بس که این کوره راه ترس اور زندگی را هراسان پیمودم زخم پاهایم به
 
 من می خندد!

اشک گونه هایم را پاک کن و بر پیشانیم بوسه بزن.....!

می خواهم با تو گریه کنم؛خسته شدم بس که تنها گریه کردم!

می خواهم دستهایم را به گردنت بیاویزم و شانه هایت را ببوسم......

خسته شدم بس که تنها ایستادم!
 
 

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم شهریور 1389ساعت 15:9 توسط mehdi| |

 

وقتی دست کشید تو موهات یاد من بیفتی حتما

که لای تارای موهات عشق می کاشتم وقت بافتن

اگه خواست بگیره دستات اونا رو بذار رو نرده

یا بغل بگیرشونو بگو که هوا چه سرده

وقتی خیره‌شد توچشمات خواست بگه دوست دارم رو

سرتو پایین بگير و یه جوری عوض کن حرفو

نمی‌گم نخند به حرفاش یه کم آروم تر بخندی

خوبه اما خیلی بپا که به حرفاش دل نبندی

می‌دونم تنهایی سخته نمی گم به پام بشینی

اما می‌خوام توی فردات کسیُ جز من نبینی

با این که نیستم و رفتم اما خاطرت هنوزم

واسه من خیلی عزیزه منم از دوریت می سوزم

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم شهریور 1389ساعت 12:55 توسط mehdi| |

می خواهم برایت از دلتنگی هایم بگویم

دلتنگی هایی که به رنگ توست

برای توست

دلتنگی هایی که مدام به سر من دیوانه می زنند

دلتنگی هایی که شاید کسی آنها را نمی شناسد

هیچ کس خبری از دلتنگی های این دل دیوانه ندارد

ای تمام دلتنگی ورویا و خواب وخیالم

می خواهم فقط تو

فقط تو، دلتنگی هایم را بدانی و بشناسی

چون برای توست

دلتنگی من از دوست داشتن ها ست

از جنس شقایق و به رنگ عاطفه هاست

از باران و تگرگ

از دل یک عــاشــــ ق

می دانم که تنها تویی که دلتنگی ام را می فهمی

چون توهم روزی از این دلتنگی دم می زدی

روزی تو هم مثل من دیوانه بودی

من از نوع لیلی و تو مجنون

خدا کند طعم خوش دیوانگی

و طعم بد دلتنگی از یادت نرفته باشد

یا اگر هم رفت

خدا کند درد دیوانگی و دلتنگی

حتی ذره ای در وجود مهربانت باشد

تا شاید فقط تو بدانی

بدانی که دلتنگی هایم برای توست که دیوانه ام کرده...

 

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389ساعت 10:30 توسط mehdi| |

 

اولین روز دبستان بازگرد


کودکی ها شاد و خندان باز گرد

 

باز گرد ای خاطرات کودکی


بر سوار اسب های چوبکی

 

خاطرات کودکی زیباترند


یادگاران کهن مانا ترند


درسهای سال اول ساده بود


آب را بابا به سارا داده بود

 

درس پند آموز روباه و خروس


روبه مکار و دزد و چاپلوس


روز مهمانی کوکب خانم است


سفره پر از بوی نان گندم است

 

کاکلی گنجشککی باهوش بود


فیل نادانی برایش موش بود


با وجود سوز و سرمای شدید


ریز علی پیراهن از تن می درید

 

بقیه در ادامه مطلب ...

بدو از دستت میره ها ...

 


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389ساعت 10:58 توسط mehdi| |

 
 
  چرا زنان موجودات عجيبي هستند؟
 
 
اگر او را ببوسيد ، شما يك آقا نيستيد.
 

 
 اگر او را نبويسيد ، اصلاً مرد نيستيد !
 
 
 
 اگر از او تعريف كنيد ، او فكر مي كند
 
 
 
 دروغ مي گوئيد و قصد فريب دادن او را داريد .
 
 
 
 اگر او را ستايش نكنيد ، شما پس براي چه خوبيد ؟!
 
 
 اگر هميشه با او موافق باشيد ، يك زن ذليل هستيد .
 
 
 
 اگر موافق نباشيد ، شما او را درك نمي كنيد .
 
 
 اگر زياد او را ملاقات كنيد ، خيلي عجول هستيد .
 
 
 
 اگراو را زياد ملاقات نكنيد ،
 
 
 
او شما را متهم به خيانت مي كند .
 
 
 
 اگر خوب لباس بپوشيد ، بچه سوسول هستيد .
 
 
 اگر نپوشيد ، يك پسر كودن هستيد .
 
 
 
 اگر كوشش كنيد تا رابطه اي دراماتيك بسازيد ،
 
 
 
 او مي گويد قدر او را نمي دانيد .
 
 
 
 اگر كوشش نكنيد ، او فكر مي كند دوستش نداريد .
 
 
 اگر يك دقيقه تأخير كنيد ،
 
 
 
او غر خواهد زد كه منتظر بودن سخت است .
 
 
 
 اگر او تأخير كند ، خواهد گفت
 
 
 
 كه اين يك روش زنانه است !
 
 
 
 اگر مرد ديگري را ملاقات كنيد ،
 
 
 
شما از وقتتان خوب استفاده نكرده ايد !
 
 
 
 اگر او را با خانوم ديگري ملاقات كنيد ،
 
 
 
خوب اين كاملاً طبيعي است آنها زن هستند !
 
 
 
 اگر فقط گاهي او را ببوسيد ،
 
 
 
 او ادعا خواهد كرد كه شما كاملاً سرد هستيد .
 
 
 
 اگر زياد او را ببوسيد ، او فرياد خواهد زد
 
 
 
 كه داريد از او سوء استفاده مي كنيد !
 
 
 
اگر به زن ديگري خيره شويد ،
 
 
 
شما را به چشم چراني متهم مي كند !
 
 
 
 اگر او به مرد ديگري خيره شود ،
 
 
 
خواهد گفت كه : آنها فقط خوش تيپ هستند !
 
 
 
 اگر صحبت كنيد ، آنها مي خواهند كه شنونده باشيد .
 
 
 
 اگر شنونده باشيد ، آنها مي خواهند شما صحبت كنيد ..
 
 
   
         سلام بر دوستان عزیز
 
 
 
از تمام خانمهای عزیز معذرت میخواهم
 
 
 
میدونم بعضی ها از این مطالب عصبانی
 
 
 
میشن ولی وجدانااگرکسی  میتونه
 
 
 
بدون عصبانیت خلافشو ثابت کنه
 
 
 
 تا منم بفهمم حرفام اشتباهه
 
 
 
ارادتمند شما : مهدی مهدیزاده
 
 
 
نوشته شده در یکشنبه نهم خرداد 1389ساعت 16:59 توسط mehdi| |

 
 
دختر ها تو حموم
 
 
ساعت ۴ بعد از ظهر
 

۱ـ لباساشو رو درمياره٬ رنگ روشن ها رو

 

 تو يك سبد و تيره ها رو تو يكي ديگه ميگذاره

 

۲ـ در حموم رو از تو قفل ميكنه٬

 

جلوي آيينه مي ايسته٬ شكمش رو

 

 كه تمام مدت داده بود تو٬ ميده بيرون

 

و شروع ميكنه به غر غر و

 

 ايراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش

 

۳ـ در كمد رو باز ميكنه انواع شامپو

 

 و صابون معطر مخصوص پوست صورت٬

 

مو٬ بدن٬ كف پا و ... رو بيرون

 

 مياره و مي چينه رو لبه وان

 

۴ـ موهاش رو با شامپوي نارگيلي

 

 تقويت كننده٬ پرپشت كننده٬ براق كننده

 

و...ميشوره و هفده دقيقه ماساژ ميده

 

۵ـ يكبار ديگه با همون شامپو موهاشو ميشوره

 

۶ـ نرم كننده معطر پرتقالي رو

 

به موهاش ميماله تا ۶۰ ميشماره

 

۷ـ سي و پنج دقيقه زير دوش مي مونه.

 

خوب آخه بايد خيالش راحت بشه

 

 كه تمام مواد شيميايي از موهاش پاك شده.

 

 وگرنه بعد از حموم موها وز ميكنه

 

۸ـ خمير ريش داداشي رو كش ميره

 

و شيش كيلو خالي ميكنه رو ساق پا و دست

 

 و پشت لب. بعد يه تيغ بر ميداره و يا علي. آي

 

۹ـ موهاش رو حسابي مي چلونه٬

 

حوله رو مثل عمامه مي پيچه دور سرش.

 

 تو آيينه خودشو ورانداز ميكنه.

 

 از اينكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش

 

كشيده شده٬ احساس خوشگلي مي كنه و

 

 يه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آيينه ميفرسته

 

۱۰ـ خوشحاليش زياد دوام نمياره. چون يه جوش

 

 سرسياه بي اجازه نوك دماغش سبز شده

 

۱۱ـ تمام نقاط بدنش رو معاينه ميكنه

 

 و با ناخن و موچين ميره به جنگ

 

جوشها و موهاي زائد بي تربيت

 

۱۲ـ حوله ش رو مي پوشه و ميره به اتاقش.

 

تمام بدنش رو با لوسيون چرب ميكنه

 

۱۳ـ چهل بار لباس مي پوشه و در مياره تا انتخاب كنه

 

۱۴ـ ۴۸ دقيقه پشت ميز توالت مي شينه و آرايش ميكنه

 

ساعت ۸ شب

 

 

نوشته شده در سه شنبه چهارم خرداد 1389ساعت 2:7 توسط mehdi| |

 

 

                اول خانمها

 

 

ميدونيد از كي باب شد كه

 

" اول خانم ها" يا"خانم مقدم هستند"

 

 اين موضوع از عصر غار نشيني

 

 انسان باب شد . چطوري؟

 

 اينطوري كه انسان غار نشين

 

 هر وقت مي خواست برود تو غار

 

 اول خانم ها را مي فرستاد كه

 

اگر حيوان درنده اي آنجا بود

 

 اول آنها را بخورد ويا وقتي

 

ميخواست از غار خارج شود

 

اول خانم ها را مي فرستاد كه اگر

 

 باز حيوان درنده كمين كرده باشد

 

 اول خانم ها را بخورد خلاصه اين

 

 موضوع از آن موقع تا به حال باب شد

 

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1389ساعت 1:5 توسط mehdi| |

 

پسر دختربودن یعنی چه؟

 

۱ـ دختر بودن یعنی ؟



دختر بودن يعني كله قند و لي لي لي لي ...



دختر بودن يعني الگوي

 

 خياطي وسط مجله هاي درپيت



دختر بودن يعني هموني باشي

 

كه مادر و خاله وعمه ت هستن



دختر بودن يعني " دخترو رو چه به رانندگي ؟ "



دختر بودن يعني " شنيدي شوهر سيمين

 

 

 واسه ش يه سرويس طلا خريده 12 ميليون ؟"



دختر بودن يعني بايد فيلم مورد ع
لاقه تو

 

 ول كني پاشي چايي بريزي



دختر بودن يعني نخواستن و خواسته شدن



دختر بودن يعني حق هر چيزي
رو فقط

 

 وقتي داري كه تو عقدنامه نوشته باشه



دختر بودن يعني "ببخشيد ميشه جزوه تونو ببينم ؟"



دختر بودن يعني " به به
خانوم خوشگل....هزار ماشالااااااا"



دختربودن يعني " برو تو ، دم در واي نستا"



دختر بودن يعني لباست 4 متر و نيم پارچه

 

ببره كه آقايون به گناه نيفتن



دختر بودن يعني "خوب به سلامتي

 

 ليسانس هم كه گرفتي ديگه بايد شوهرت بديم"



دختر بودن يعني "كجا داري ميري؟"



دختر بودن يعني " تو نميخواد

 

 بري اونجا ، من خودم ميرم "



دختر بودن يعن
ي "كي بود بهت

 

 زنگ زد؟! با كي حرف ميزدي؟"



دختر بودن يعني اجازه گرفتن

 

 واسه هرچي ، حتي نفس كشيدن...

 

۲ـ پسر بودن یعنی چه؟

 

پسر بودن يعني برو چند تا نون بخر

 


پسر بودن يعني هي شماره

 

دادن و هي منتظر زنگ بودن



پسر بودن يعني بد و بيراه گفتن

 

 به دخترايي که تحويلشون نمي گيرن 



پسر بودن يعني كادو خريدن برای جی اف

  

پسر بودن يعني تا کی مفت خوري مي كني

 

پسر بودن يعني پس كي

 

دفتر چه اماده به خدمت ميگيري 

 

پسر بودن يعني به زور سيكل داشتن

 

پسر بودن يعني بابا پس

 

 كي ميري برام خاستگاري 



پسر بودن يعني مثل خر حمالي كردن

 

پسر بودن يعني جوراباتو

 

 در بيار حالم به هم خورد

 

پسربودن يعني چرا كار

 

 نميكني ... جون بكن ديگه 

 

پسر بودن يعني ببخشين

 

 ماشين و خونه هم دارين كه...

 


پسر بودن یعنی همه مواقع مرد

 

 خونه هستی ،حتی موقع دزد اومدن

 


پسربودن یعنی عمراً عزیز دل بابا باشی

 


پسر بودن یعنی در اول

 

 جوونی سربازی در انتظارته

 


پسربودن یعنی هرروز

 

یک شکست عشقی خوردن

 


پسر بودن یعنی همه میرن مسافرت

 

 و تو باید بمونی و خونه رو بپایی

 


و اما پسر بودن یعنی هزار بدبختی دیگه

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1389ساعت 18:9 توسط mehdi| |

Design By : Night Melody