ازاد
لاله:این دسته از دخترا بیشتر به علف هرز شبیهند تا گل. سپیده:شخصیتشان با اسمشان کاملا متفاوت است و دارای موی بلند روی سیاه و ناخون دراز واهو واهو واه هستند. عسل:انسانهایی با خلق و خویی تلخ هستند و اسمشونو میذاشتن زیره بهتر بود. شراره:بسیار شرور و دو به هم زن هستند. این اسم در قدیم شروره بوده که بعدها به دلیل حفظ آبروی دخترا به شراره تبدیل شده. روشنک:مانند کرم شبتابند با این تفاوت که از خودشون نوری ندارند و بدون سود زندگی میکنند(یعنی سودی واسه کسی ندارند) صدیقه:انسانهایی دروغگو هستند و از غیبت و نخودچی خرون پرهیز نمیکنند ختنه شدن دختران در بعضی از مناطق جنوبی ایران :
کمی دورتر از بند آزاد کیش و نه چندان دورتر از اسکلههای بندرعباس سابق«هرمزگان»، آنجا که به خشکی و خشونت طبیعت بلوچستان نزدیک میشوید، در روستاها و شهرهای کوچک همین مناطق، زنان به حکم سنت و آئین، از لذت جنسی محروم اند. نه فقط در شهرهای کوچک، که گاه در شهرهای بندری و بزرگتر. آنها را در کودکی ختنه میکنند. به خانه شوهر میروند، مادر هم میشوند، بیآنکه احساس یک زن و مادر ختنه نشده را داشته باشند. رفت و هرچه پنجره رو به نور بود بست رفت و هرچه داشت یعنی آن دل شکسته را توی کیسه ی زباله ریخت پشت در گذاشت صبح روز بعد رفتگر لای خاکروبه ها یک دل شکسته دید ناگهان توی سینه اش پرنده ای تپید چیزی از کنار چشم های خسته اش قطره قطره بی صدا چکید رفتگر برای کفتر دلش آب و دانه برد رفت و تکه های آن دل شکسته را به خانه برد سال هاست توی این محله با طلوع آفتاب پشت هر دری یک گل شقایق است چون که مرد رفتگر سال هاست عاشق است به تو اندیشیدن را عادت ساختم به تنهایی خویش آسوده دلان را غم شوریده سران نیست این طایفه را غصه رنج گران نیست ای هموطنان باری اگر هست ببندید این ملک اقامتگه ما رهگذران نیست ********************************************************************* خاطرمان باشد شاید سالها بعد در رهگذر جاده ها بی تفاوت از کنار هم بگذریم و بگوییم این غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود ********************************************************************* زندگی یک بازی درد آور است زندگی یک اول بی آخر است زندگی کردیم و اما باختیم کاخ خود را روی دریا ساختیم لمس باید کرد این اندوه را بر کمر باید کشید این کوه را زندگی را با همین غمها خوش است با همین بیش و همین کمها خوش است باختیم و هیچ شاکی نیستیم برزمین خوردیم و خاکی نیستیم ********************************************************************* کسی را که دوست می داری دوستت نمی دارد . کسی که تو را دوست دارد تو دوستش نمی داری . اما کسی که تو دوستش داری و او هم دوستت داره به رسم و آئین این زمونه هرگز به هم نمی رسید . واین بزرگترین رنج است زندگی یعنی این ... اولین روز دبستان بازگرد باز گرد ای خاطرات کودکی خاطرات کودکی زیباترند درس پند آموز روباه و خروس کاکلی گنجشککی باهوش بود بقیه در ادامه مطلب ... بدو از دستت میره ها ... ۱ـ لباساشو رو درمياره٬ رنگ روشن ها رو تو يك سبد و تيره ها رو تو يكي ديگه ميگذاره ۲ـ در حموم رو از تو قفل ميكنه٬ جلوي آيينه مي ايسته٬ شكمش رو كه تمام مدت داده بود تو٬ ميده بيرون و شروع ميكنه به غر غر و ايراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش ۳ـ در كمد رو باز ميكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت٬ مو٬ بدن٬ كف پا و ... رو بيرون مياره و مي چينه رو لبه وان ۴ـ موهاش رو با شامپوي نارگيلي تقويت كننده٬ پرپشت كننده٬ براق كننده و...ميشوره و هفده دقيقه ماساژ ميده ۵ـ يكبار ديگه با همون شامپو موهاشو ميشوره ۶ـ نرم كننده معطر پرتقالي رو به موهاش ميماله تا ۶۰ ميشماره ۷ـ سي و پنج دقيقه زير دوش مي مونه. خوب آخه بايد خيالش راحت بشه كه تمام مواد شيميايي از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز ميكنه ۸ـ خمير ريش داداشي رو كش ميره و شيش كيلو خالي ميكنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد يه تيغ بر ميداره و يا علي. آي ۹ـ موهاش رو حسابي مي چلونه٬ حوله رو مثل عمامه مي پيچه دور سرش. تو آيينه خودشو ورانداز ميكنه. از اينكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشيده شده٬ احساس خوشگلي مي كنه و يه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آيينه ميفرسته ۱۰ـ خوشحاليش زياد دوام نمياره. چون يه جوش سرسياه بي اجازه نوك دماغش سبز شده ۱۱ـ تمام نقاط بدنش رو معاينه ميكنه و با ناخن و موچين ميره به جنگ جوشها و موهاي زائد بي تربيت ۱۲ـ حوله ش رو مي پوشه و ميره به اتاقش. تمام بدنش رو با لوسيون چرب ميكنه ۱۳ـ چهل بار لباس مي پوشه و در مياره تا انتخاب كنه ۱۴ـ ۴۸ دقيقه پشت ميز توالت مي شينه و آرايش ميكنه ساعت ۸ شب ميدونيد از كي باب شد كه " اول خانم ها" يا"خانم مقدم هستند" اين موضوع از عصر غار نشيني انسان باب شد . چطوري؟ اينطوري كه انسان غار نشين هر وقت مي خواست برود تو غار اول خانم ها را مي فرستاد كه اگر حيوان درنده اي آنجا بود اول آنها را بخورد ويا وقتي ميخواست از غار خارج شود اول خانم ها را مي فرستاد كه اگر باز حيوان درنده كمين كرده باشد اول خانم ها را بخورد خلاصه اين موضوع از آن موقع تا به حال باب شد ۱ـ دختر بودن یعنی ؟ خياطي وسط مجله هاي درپيت كه مادر و خاله وعمه ت هستن واسه ش يه سرويس طلا خريده 12 ميليون ؟" ول كني پاشي چايي بريزي وقتي داري كه تو عقدنامه نوشته باشه ببره كه آقايون به گناه نيفتن ل بري اونجا ، من خودم ميرم " زنگ زد؟! با كي حرف ميزدي؟" واسه هرچي ، حتي نفس كشيدن... ۲ـ پسر بودن یعنی چه؟ پسر بودن يعني برو چند تا نون بخر دادن و هي منتظر زنگ بودن به دخترايي که تحويلشون نمي گيرن دفتر چه اماده به خدمت ميگيري كي ميري برام خاستگاري در بيار حالم به هم خورد نميكني ... جون بكن ديگه ماشين و خونه هم دارين كه... خونه هستی ،حتی موقع دزد اومدن جوونی سربازی در انتظارته یک شکست عشقی خوردن و تو باید بمونی و خونه رو بپایی

۴۰ـ مورد از مواردی که جنس مونث از انجام آن ناتوانه![]()
2- درك مضمون اصلي يك فيلم هنري
3- 24 ساعت رو بدون فرستادن sms زندگي كردن
4- بلند كردن چيزي
5- پرتاب كردن
6- پارك كردن
7- خواندن نقشه
8- دزدي كردن از بانك
9- آرام و ساكت جايي نشستن
10- بيليارد بازي كردن
11- پول شام رو حساب كردن
12- مشاجره كردن بدون داد كشيدن
13- مواخذه شدن بدون گريه كردن
14- رد شدن از جلوي مغازه كفش فروشي
15- نظر ندادن در مورد لباس يك غريبه
16- كمتر از بيست دقيقه داخل يك دستشويي بودن
17- دنده ماشين را با انگشت عوض كردن
18- راه انداختن درست يك ويدئو
19- تماشاي يك فيلم جنگي
20- انتخاب سريع يك فيلم
21- ايستاده جيش كردن![]()
![]()
![]()
22- نديدن فيلم هندي
23- غيبت نكردن
24- فحش ناموسي دادن
25- نرقصيدن موقع شنيدن يك آهنگ شاد
26- آرايش نكردن
27- لاك نزدن
28- صحبت نكردن وقتي كه بايد ساكت باشن
29- سيگار برگ و يا چپق كشيدن
30- درك كردن شوهر وقتي اعصابش خورده
31- گريه كردن بدون آبريزش بيني
32- غذا پختن بدون تماشاي تلويزيون
33- تماشاي اخبار و خوندن روزنامه
34- نق نزدن
35- لگد زدن
36- از سن بيست و پنج سالگي رد شدن
37- اخ تف كردن
39- خواستگاري رفتن
40- از همه مهمتر موارد بالا رو قبول كردن …
مهدی مهدیزاده![]()

بس که این کوره راه ترس اور زندگی را هراسان پیمودم زخم پاهایم به
اشک گونه هایم را پاک کن و بر پیشانیم بوسه بزن.....!
می خواهم با تو گریه کنم؛خسته شدم بس که تنها گریه کردم!
می خواهم دستهایم را به گردنت بیاویزم و شانه هایت را ببوسم......
خسته شدم بس که تنها ایستادم!
وقتی دست کشید تو موهات یاد من بیفتی حتما
که لای تارای موهات عشق می کاشتم وقت بافتن
اگه خواست بگیره دستات اونا رو بذار رو نرده
یا بغل بگیرشونو بگو که هوا چه سرده
وقتی خیرهشد توچشمات خواست بگه دوست دارم رو
سرتو پایین بگير و یه جوری عوض کن حرفو
نمیگم نخند به حرفاش یه کم آروم تر بخندی
خوبه اما خیلی بپا که به حرفاش دل نبندی
میدونم تنهایی سخته نمی گم به پام بشینی
اما میخوام توی فردات کسیُ جز من نبینی
با این که نیستم و رفتم اما خاطرت هنوزم
واسه من خیلی عزیزه منم از دوریت می سوزم

دلتنگی هایی که به رنگ توست
برای توست
دلتنگی هایی که مدام به سر من دیوانه می زنند
دلتنگی هایی که شاید کسی آنها را نمی شناسد
هیچ کس خبری از دلتنگی های این دل دیوانه ندارد
ای تمام دلتنگی ورویا و خواب وخیالم
می خواهم فقط تو
فقط تو، دلتنگی هایم را بدانی و بشناسی
چون برای توست
دلتنگی من از دوست داشتن ها ست
از جنس شقایق و به رنگ عاطفه هاست
از باران و تگرگ
از دل یک عــاشــــ ق
می دانم که تنها تویی که دلتنگی ام را می فهمی
چون توهم روزی از این دلتنگی دم می زدی
روزی تو هم مثل من دیوانه بودی
من از نوع لیلی و تو مجنون
خدا کند طعم خوش دیوانگی
و طعم بد دلتنگی از یادت نرفته باشد
یا اگر هم رفت
خدا کند درد دیوانگی و دلتنگی
حتی ذره ای در وجود مهربانت باشد
تا شاید فقط تو بدانی
بدانی که دلتنگی هایم برای توست که دیوانه ام کرده...

کودکی ها شاد و خندان باز گرد
بر سوار اسب های چوبکی
یادگاران کهن مانا ترند
درسهای سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود
روبه مکار و دزد و چاپلوس
روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است
فیل نادانی برایش موش بود
با وجود سوز و سرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن می درید
ادامه مطلب
![]()
چرا زنان موجودات عجيبي هستند؟ ![]()
![]()
![]()
سلام بر دوستان عزیز![]()
![]()
مهدی مهدیزاده![]()
![]()
![]()
اول خانمها![]()
![]()
پسر دختربودن یعنی چه؟ ![]()
دختر بودن يعني كله قند و لي لي لي لي ...
دختر بودن يعني الگوي
دختر بودن يعني هموني باشي
دختر بودن يعني " دخترو رو چه به رانندگي ؟ "
دختر بودن يعني " شنيدي شوهر سيمين
دختر بودن يعني بايد فيلم مورد علاقه تو
دختر بودن يعني نخواستن و خواسته شدن
دختر بودن يعني حق هر چيزي
دختر بودن يعني "ببخشيد ميشه جزوه تونو ببينم ؟"
دختر بودن يعني " به به
دختربودن يعني " برو تو ، دم در واي نستا"
دختر بودن يعني لباست 4 متر و نيم پارچه
دختر بودن يعني "خوب به سلامتي
دختر بودن يعني "كجا داري ميري؟"
دختر بودن يعني " تو نميخواد
دختر بودن يعن
دختر بودن يعني اجازه گرفتن
پسر بودن يعني هي شماره
پسر بودن يعني بد و بيراه گفتن
پسر بودن يعني كادو خريدن برای جی اف
پسر بودن يعني تا کی مفت خوري مي كني
پسر بودن يعني پس كي
پسر بودن يعني به زور سيكل داشتن
پسر بودن يعني بابا پس
پسر بودن يعني مثل خر حمالي كردن
پسر بودن يعني جوراباتو
پسربودن يعني چرا كار
پسر بودن يعني ببخشين
پسر بودن یعنی همه مواقع مرد
پسربودن یعنی عمراً عزیز دل بابا باشی
پسر بودن یعنی در اول
پسربودن یعنی هرروز
پسر بودن یعنی همه میرن مسافرت
و اما پسر بودن یعنی هزار بدبختی دیگه
| Design By : Night Melody |



